براي قتل مظلومانه و جانكاه ياردبستاني مان ابراهيم لطف اللهي در سنندج
يكروز دانشجوي بيگناهي را در همدان بي دليل ميكشيد و داستان رايك شبه خاتمه ميدهيد و اتهام اخلاقي به وي ميزنيد و بارديگر دختران بيگناه را در قزوين به قتل ميرسانيد و هيچ مسئوليتي را در اين باره برعهده نميگيريد ودوباره در روزهاي ملتهب 16 آذر ياران دبستانيمان رايكي پس از ديگري بدون اطلاع و بي علت دستگير و بازداشت ميكنيد و اتهاماتي همچون اقدام عليه امنيت ملي و مفاسد اخلاقي و .... بر آنان ميزنيد در بيدادگاههاي مجازي خود محاكمه ميكنيد و در محكمه هاي نا عادلانه خود حكم صادر ميكنيد و وثيقه تعيين ميكنيد و براي آزاديشان شروط تعيين ميكنيد و حالا اين چنين جوانان را يكي پس ازديگري از پشت ميز دانشگاه به تخت شكنجه ميكشانيد و بدون هيچ اتهامي آنان راناجوانمردانه به قتل ميرسانيد و اين چنين نهايت مهروزي خود را با اين اعمال ضد انساني و قرون وسطايي به اثبات ميرسانيد!!!
با اين اعمال شنيع ضد انساني كه در مخيله هيچ انساني نميگنجد چه چيزي را ميخواهيد به اثبات برسانيد ؟؟
ابتدا در روزهاي نخست آذر ماه از احضار شروع كرديد بعد تعليق و اخراج , زندان و شكنجه حالا در عرض چهل و هشت ساعت با مهارتي وصف ناپذير , ضد انساني و غير قابل توصيف موجوديت انسان را از او سلب ميكنيد و بي هيچ تعريفي و دليل روشني اين طور قلع و قمع ميكنيد ؟ به كدامين جرم ؟
از روزهاي خونين تيرماه سال 87 را به ياد آريد كه با قتل دانشجوي مبارز عزت ابراهيم نژاد آغاز كرديد, كشتيد و كشتيد وشكنجه كرديد ؟ به كدامين اتهام؟
و گمان كرديد با كشتن و بازداشت و ارعاب خواهيد توانست نسلي را از رويش بازداريد؟؟ و باز دوباره كشتيد تا به امروز نيز دست بر نداشتيد ..
گيرم كه هر روز مي زنيد, گيرم كه مي بريد, گيرم كه مي كشيد.
با رويش ناگزير جوانه چه مي كنيد؟
بافريادهاي ممتد و يكپارچه دانشجو چه ميكنيد؟
29ديماه 86
انجمن روي خط دانشجو
بیانیه کانون روزنامه نگاران کردستان ایران
در اعتراض به قتل دانشجوی کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج
هم زمان با موج گسترده بازداشت دانشجویان معترض در دانشگاه های ایران، تعدادی از دانشجویان کرد نیز در دانشگاه های مختلف ایران بازداشت شدند. از این میان می توان به بازداشت چهار دانشجوی کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن و جواد علیزاده در دانشگاه تهران و سه دانشجوی دیگر در شهر سنندج: یاسر گلی، هانا عبدی و روناک صفازاده اشاره کرد.
متاسفانه انعکاس خبرهای مربوط به بازداشت دانشجویان کرد در رسانه ها نسبت به دانشجویان دیگر بسیار کم و ناچیز بود. چنانچه، به جز سایت دانشجویان کرد و اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، فقط محدود به چند سایت غیر رسمی بود.
این امر خود بر فشارهای مسئولین بر دانشجویان در داخل زندان و خانواده ایشان در خارج از زندان افزود. بدین سان چهارشنبه شب ۲۷-۲٨ دی ماه، یکی از دانشجویان بازداشت شده، زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات سنندج، جان سپرد.
ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیام نور که به دستور بازپرس شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ باداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. تا اینکه شب گذشته خبر کشته شدن وی را به اطلاع خانواده او می رسانند.
کانون روزنامه نگاران کردستان ایران ضمن محکوم نمودن این عمل وزارت اطلاعات سنندج، از مسئولین دستگاه قضایی می خواهد که به این مورد رسیدگی کرده و خاطیان و قاتلان را مجازات نماید، به این امید که “شاید” دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی در کردستان نباشیم.
کانون روزنامه نگاران کردستان ایران
پنج شنبه ۲٨ دی ماه ۱٣٨۶

انجمنهای اسلامی 37 دانشگاه کشور در بیانیه مشترکی با برشمردن جدیدترین موارد سرکوب و اعمال فشار بر دانشگاه، خواستار توقف این فشارها و محدویتها بر ضد جنبش دانشجویی شدند:
پس از دیدار وزیر علوم دولت نهم طی هفته های اخیر با برخی تاثیرگذاران پشت پرده ی سیاست، که دستی بر مذهب دارند و ردایی در حوزه و چشمی بر قدرت، افزایش حجم فشار در دانشگاه ها و احضار و تعلیق و بازداشت فعالین دانشجو گسترش یافته و شائبه ی تولد اراده ای در ایجاد محدودیت های مضاعف و موج جدید سرکوب در دانشگاه را دامن زده است. علاوه بر بازداشت گسترده ی دانشجویان در سالروز 16 آذر، آنچه که این روزها در دانشگاه ها ی کشور می گذرد مصداق بارز تشدید فشار و هجمه به دانشجوی منتقد است.
نام همدان با یکی از جنجالی ترین پرونده های سیاسی تاریخ معاصر ایران گره خورده است: حکم اعدام هاشم آغاجری، حکمی که مقدمه ای شد برای ناآرامیها و اعتراضات گسترده ای در سطح دانشگاه های سراسر کشور. همدان شهری است که پایگاه سیاسی سردار ذوالقدر از سرداران با نفوذ سپاه محسوب می شود، شهری با گروههای قدرتمند فشار موسوم به انصار حزب الله. با این حال همدان را تنها نباید با خاطره ی آن حکم و گروههای فشارش در یاد آورد، چرا که این شهر پایگاه یکی از فعال ترین دانشگاههای ایران، به لحاظ سیاسی نیز هست: دانشگاه بوعلی همدان
دانشگاه بوعلی همدان طی سالهای پس از دوم خرداد، همپای دانشگاههای تهران و دانشگاههایی نظیر تبریز، اهواز و اصفهان، یکی از کانونهای مهم اعتراضات دانشجویی بوده است. اوج این اعتراضات در خردادماه و تیرماه سال ۸۲ و همزمان با ناآرامیهای تهران بود؛ در آن سال گروههای فشار و نیروهای لباس شخصی حملات وسیع و خشونت باری را به خوابگاههای دانشجویی همدان تدارک دیدند. به دنبال این حملات چندین فعال دانشجویی دانشگاه بوعلی بازداشت شدند و مدتی را در زندان سپری کردند. دانشگاه بوعلی تعداد زیادی دانشجوی سه ستاره نیز دارد که از آن جمله اند: علیرضا خوشبخت، یحیی صفی آریان، مرتضی حسین زاده، سیامک کریمی، زهرا توحیدی و زهرا جانی پور. در چنین شرایطی است که دانشگاه بوعلی همدان بار دیگر به کانون گسترده ترین اعتراضات دانشجویی تبدیل شده است.
دراعتراض به روند فزاينده محدوديت ها و منع تحصيل
نظر كميته انظباطي دانشگاهها و مهرورزي هاي دولت نهم!
پس از گذر ايام فقدان ياردبستاني مان زهرا بني يعقوب و بعداز دستگيري گسترده دانشجويان در بحبوحه روز دانشجو ,چشم به راه آزادي سه يار پلي تكنيكيمان از بند بوديم و روزها را در شمارش معكوس براي ديدنشان سپري ميكرديم كه در آخرين روزهاي آذر ماه يكي پس از ديگري خبر احضار, تعليق و اخراج دوستان مان را از دانشگاههاي كرمان , شيراز , تهران , اميركبير, علامه , بوعلي , فردوسي و...راشنيديم.
اقتدار گران حاكم كه براي خاموش كردن جنبش دانشجويي دستاويزي جز اخراج , تعليق و بازداشت ندارند درشروع فصل امتحانات به طور سرسام آوري دست به صدور چنين احكامي زدند تا مگر دوباره با همين شيوه تكراري و رنگ باخته خود بتوانند دانشجو را منزوي كرده و عقب برانند , غافل از اينكه بارها گفته ايم دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد.
وبايد خطاب به همه آنان گفت ما را زسر بريده ميترسانيد؟؟
گرمازسر بريده ميترسيديم در محضر عاشقان نميرقصيديم... و در اولين تهديد به تعليق و اخراج مرعوب شمايان ميگشتيم و اين چنين ايستادگي پيشه نميكرديم.
لازم است دوباره گوشزد كنيم بعد از اين همه تعليق و اخراج و بازداشت ديگر چيزي براي باختن و از دست دادن نداريم غير حلقه هاي استبداي كه شمايان بر دست و پايمان بسته ايد و روز به روز درتلاشيد كه غل و زنجيرهايمان رامحكمتر كنيد.
زهي خيال باطل!
آنچنان كه دوستانمان در دانشگاه اصفهان هم به اثبات رساندند و با زبان سكوت اعلام داشتند تا پاي جان نيز در مقابل اين احكام صادره واين فشارها ايستادگي خواهيم كرد , عمل دانشگاه اصفهان مشتي بود از خروار، ولي بترسيد از روزي كه جنبش دانشجويي همه يكپارچه و يكصدا فرياد بزند.
بايد گوشزد كرده و خطاب به تك تك ياران بگوييم حاكمان مرتجع با طرحي از پيش تعيين شده با اين احكام سراسري در چنين موقعيتي سعي در خاموش كردن ما دارند ،ولي بايد گفت مگر يارانمان قصابان و توكلي و منصوري در زندان نيستند , مگر عاقبت دوستان فارغ التحصيلمان، ميله هاي زندان نبود؟ پس مداركي كه از شما دريافت ميداريم مارا چه سود؟
نيازي نيست بخواهيد مارا از منع تحصيل و مدارج عاليه ازسوي خودتان بترسانيد.
لطف كنيد به جاي ايجاد فضاي ارعاب از منع تحصيل و ابراز حسن نيت ذره اي به خواسته ها و مطالباتمان گوش فرادهيد.
با يد تاكيد كنيم ما نه از منع تحصيل ميهراسيم و نه از پيامدهاي آن , چون دست ازهمه چيز شسته و بعد از منع تحصيل و دوختن دهانهايمان چيزي براي ازدست دادن نداريم وتاپايان ايستادگي پيشه كرده كرده ايم.
دوستان، برماست كه در اين شرايط كه حاكمان قرون وسطايي با احكام گسترده در سراسر دانشگاهها سعي در خاموش كردن ما دارند همه يكپارچه ايستادگي كرده و از چنين تهديدهاي رنگ باخته وسياستهاي كهنه نهراسيم و به جاي مغلوب شدن در چنين شرايطي خواسته هايمان را رساتر و بلندتر از گذشته فرياد كنيم و همه سياستها و برنامه هاي ضد دانشجويي را به ضد خود شان تبديل كنيم , زيرا سكوت ما به منزله تسلط و مستولي شدن حكامان بر ما و به معني خاموشي و زوال جنبش دانشجويي است .
پاينده باد جنبش دانشجويي
خط دانشجو دي ماه 1386
خبرنامه امیرکبیر: همان طور که پیش بینی می شد پس از برگزاری تجمعات متعدد به مناسبت سالگرد روز دانشجو در دانشگاه ها، موج احظارها به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین انضباطی برای فعالین دانشجویی دانشگاه های مختلف پس از ۱۶ آذر شدتی دوباره یافت.

سياست آميخته به شرافت شاهین زینعلی
سعيد حبيبي يكي از آن چهار نفر است . اما براستي از او چه مي خواهند ؟ آيا بايد باور كنيم كه جرم او همان است كه اعلام كرده اند ؟ آيا براستي او را به اتهام "تلاش براي برپايي تجمع غير قانوني" آن هم در آزاد ترين كشور دنيا(!) بازداشت كرده اند ؟
چنين نيست ! و من به شما مي گوبم كه چرا او در بند است . او را زنداني كرده اند به جرم اين كه آرمان خواه است . او را زنداني كرده اند به جرم اين كه خوشبختي را براي همه مي خواهد . و او را زنداني كرده اند به جرم اينكه با شجاعتي وصف ناشدني از ايمانش به برابري ، ايمانش به انسانيت ، و ايمانش به دفاع از حقوق بنيادين تمامي انسانها پاسداري مي كند . او را زنداني كرده اند تنها و تنها به به جرم اينكه شرافتش را به "ثمن بخس" نمي فروشد . اينها جرم هاي كم اهميتي نيستند ؛ در اين زمانه پر از سردي ، پر از دروغ ، و زمانه اي كه بي تفاوتي به سرنوشت ديگران مشخصه غالب آن است .
"سعيد" براي من و بسياري ديگر ، نمادي است از سياست آميخته به شرافت .اكنون كه در بند است وقتي به منش بزرگوارانه اش مي انديشم حس مي كنم هر آنچه اختلاف نظر با او داشتم و دارم چون برف در مقابل خورشيد مظلوميت همراه با صلابتش آب مي شود . ديگر چه اهميت دارد كه مانند او بيانديشم يا نه ؟ مهم اين است كه او با صدايي بي صدا از كنج سلولش ما را نهيب مي زند كه:
"من بودم
و شدم،
نه زان گونه که غنچه اي
گلي...
يا ريشه اي
که جوانه اي...
يا يکي دانه
که جنگلي
راست... بدان گونه
که عامي مردي
شهيدي؛
تا آسمان بر او نماز برد. "*
ضحي امين
از روزهاي نخست سال تحصيلي جديد و بعد طرح هاي سركوبگرانه در دانشگاهها جنبش دانشجویی پاسخ دندانشكن خود را به توطئههای دولت افتدار گراي نهم ميداد , ياران دبستاني مان در جاي جاي كشور و درهمه دانشگاهها به خوبي نشان دادند با چنين سركوبهايي جنبش دانشجويي قابل مهار و سركوب نبوده ونميباشد, نگاهی به حركت های اعتراضی و فعاليتها كه شعار مرگ بردیكتاتور و مرگ براحمدینژاد را در سراسر دانشگاهها طنین افكنده است وطي ماههاي اخير نيز بيشتر هم شده , شكست توطئههای دولت مهر ورز را بر علیه دانشگاه ها را بهخوبی نشان میدهد. ذیلاً نمونه های این جنبش اعتراضی و ضددیكتاتوری كه در دانشگاهها گسترش يافته را ملاحظه ميكنيم .
اوجگيري اعتراضات دانشجويي از آذر ماه تا به حال
در آذرماه جاري، ياران دبستاني مان با بيش از 60 اعتراض و اعتصاب و تحصن و تجمع، بيشترين اعتراضات را برعليه احكام وضع شده و در راستاي رسيدن به خواسته ها ومطالبات خودداشتند.
در كانون اين اعتراضات، سلسله تظاهرات گسترده و دامنهدار 16آذر ـ روز دانشجو قرار دارد كه اين تظاهرات و اعتراضات دانشجويي با شعارهاي «مرگ بر ديكتاتور»، «آزادي حق مسلم ماست» و «ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم» صورت گرفت.
دانشجويان سراسر كشور با براي برپايي يك هفته اعتراض و تجمع به مناسبت روز دانشجو، در يك عمل هماهنگ به بيان خواسته هاي خود پرداختند. اين اعتراضات پيروزمند از روز 13 آذر با حركات اعتراضي در دانشگاه هاي تهران, شيراز, همدان, بابل, شهركرد, شاهرود, تبريز, نجف آباد, اصفهان, زاهدان و فردوسي مشهد آغاز شد و در روز 18 آذر با همبستگي دانشجويان سراسر كشور با تظاهرات 3000 نفره دانشجويان در مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران به اوج خود رسيد. روز سه شنبه 20 آذر نيز، با برگزاري مراسم جداگانه اي در دانشگاههاي پلي تكنيك و علامه طباطبايي تهران و دانشگاه اصفهان با شركت صدها دانشجو، عكسهاي احمدي نژاد، ، را در اصفهان پاره كرده و خواستار آزادي همكلاسيهاي دربند خود شدند, هفته بزرگداشت روز دانشجو، پيروزمندانه به پايان رسيد.
ولي در ادامه اين سلسله تجمعات واعتراضات و درراس آنها با اعتصاب غذا وحركت شجاعانه دانشجويان دانشگاه اصفهان براي رسيدن به خواسته هاي خود مواجه بوديم كه بعد از اعمال فشار ازسوي دانشگاه ومحدوديتهايي كه براي آنان قائل شدند دانشجويان دانشگاه اصفهان براي دست يافتن به خواسته هاي خود دست به چنين اعتصابي زدند تا به خواسته هاي خود برسند كه درنهايت در هشتمين روز اعتصاب خود موفق به جلب نظر رئيس دانشگاه مبني بر بر آورده كردن خواسته هايشان شدند.
ولي همچنان اعلام كردند اگربه خواسته هاي خود در اين مدت دست نيابند به اعتراضات و تجمعات خود ادامه خواهند داد.
چند اين شب و خاموشي؟ وقت است كه برخيزم
وين آتشِ خندان را با صبح برانگيزم
گر سوختنم بايد! افروختنم بايد!
اي عشق بزن در من! كز شعله نپرهيزم
چون كوه نشستم من, با تاب و تبِ پنهان .
صد زلزله برخيزدْ آنگاه كه برخيزم
گفتگوي كوتاه با علي داودي نماينده اعتصاب كنندگان
در دانشگاه اصفهان در روز ششم اعتصاب غذا 
از دوشنبه سه ديماه ساعت چهار بعد از ضهر اعتصاب ما شروع شده كه مهمترين خواسته هايمان هم
1. لغو احكام كميته انظباطي براي شركت در تجمعات 13و 21 آبان و13 آذر
2. خودداري از تماسهاي تلفني با خانواده هاي دانشجويان براي شركت در اين تجمعات
3. برگذاري انتخابات شوراي صنفي تنها باشرط دانشجويي بودن
4. بازگشايي صنف نشريات دانشجويي دانشگاه اصفهان تنها صنف خود جوش دانشجويي در كشور كه قبلا تشكليل شده بوده و الان دوسال است آقايان بستند
5. برگذاري انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان كه تنها ظرف موجود براي نيروهاي دگر انديش بود كه ميتونستند اونجا خواسته هاي خودشون رو بگيرند و افكار مختلف ميتونستند اونجا ظهوركنند و بروز پيدا كنند
امروز روز ششم است و شش نفر در اعتصاب غذا هستند,با تعداد بيشتري شروع شد ولي روبه ضعف گذاشتند بچه ها و يك نفر به بيمارستان منتقل شده
تا زمانيكه به خواسته هايمان برسيم ادامه خواهيم داد
ولي متاسفانه مسئولين هيچگونه رسيدگي نكردند
آقای بیدهندی ملاقاتی با اعتصاب غذاکنندگان داشتند.دانشجویان برای چندمین بار خواسته هایشان را بیان نمودند و نیز خواستار ملاقات با سایر مسئولین دانشگاه از جمله رئیس دانشگاه شدند.که در هیچ زمینه ای همکاری مساعدی از ایشان نگرفتند و تنها دکتر بیدهندی به این نتیجه رسیدند که حکم های کمیته انضباطی بر اساس بند4/ج نبوده است و اشتباه صادر شده!!!

علی رهنما بخاطر تماس های تلفنی بیش از حد مسئولین دانشگاه با خانواده ی ایشان و نیز تهدید به دستگیری از سوی نیروهای امنیتی در خارج از دانشگاه از سوی مسئولین دانشگاه و مراجعت خانواده ی ایشان از شهرستان به اصفهان به دلیل نگرانی های زیاد و اصرار و اجبار آنان ، مجبور به ترک اعتصاب در روز چهارم اعتصاب گردید...

به گزارش خبرنامه امیرکبیر ممانعت از آزادی این دانشجویان در حالی صورت میگیرد که وثیقه ۸۰ میلیونی آنها دو روز قبل تودیع شده و قاضی دستور آزادی آن ها را صادر کرده است.
از ابتدای هفته جاری آزادی این سه دانشجو که بیش از ۸ ماه است که در زندان به سر می برند به دلایل مختلف مرتبا به تعویق افتاده است. اخبار رسیده از پیگیری خانواده های این سه دانشجو حکایت از آن دارد که علیرغم تودیع وثیقه و دستور قاضی مبنی بر آزادی این سه دانشجو، مسئولین زندان اوین همچنان از آزادی آن ها سر باز می زنند.
- ضرب و شتم ایمان اصفهانی یکی از فعالین دانشجویی توسط انتظامات دانشگاه فردوسی.
در درگیری به وجود آمده بین دانشجویان و انتظاماتی که مانع ورود دو تن از دانشجویان به دانشگاه شده، علاوه بر انتظامات فردی با لباس شخصی نیز اقدام به مضروب کردن دانشجویان نموده است که هنوز هویت وی مشخص نگردیده.
پیش از این نیز در گزارشی تحت عنوان طرح ارتقای امنیت پردیس دانشگاه فردوسی دربارهی نحوه برخورد نیروهای امنیتی با دانشجویان در داخل دانشگاه گفته بودیم.
هشدار به مقامات مسئول کشور و دانشگاه اصفهان
امروز چهارشنبه 5.10.86 روز سوم اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه اصفهان به خاطر خواسته های به حق خود می باشد که بدون کوچکترین توجه مسئولین ادامه پیدا کرد. گویا جان دانشجویان کمترین اهمیتی برای منادیان عدالت در دانشگاه و کشور ندارد.ساعت 6:40 صبح چهارشنبه یکی از اعتصاب غذاکنندگان بنام محسن کتابی صفت دچار مشکل شد و به بیمارستان انتقال یافت و در بیمارستان الزهرا به جای بررسی پزشک گویا با هماهنگی مسئولین دانشگاه، دانشجویان با برخورد بدی مواجه شدند و به جای درمان به ارشاد و توهین پرداختند و دستور به دانشجویان مبنی بر صرف نظر از خواسته های خود صادر کردند.اکنون ما به مسئولین کشور و دانشگاه هشدار می دهیم که بی توجهی به جان دانشجویان عواقب بدی را برای شما به همراه خواهد داشت و شخص اول مملکت را در جریان قرار می دهیم که مسئولیت اتفاق برای اعتصاب غذاکنندگان دانشگاه اصفهان متوجه شما خواهد بود.