
پيروزي بزرگ جنبش دانشجويي
سرانجام پس از نه ماه دادگاه عمومي، سه دانشجوي دانشگاه امير كبير را از اتهام انتشار نشريات موهن به طور كامل تبرئه كرد.
طبق حكمي كه امروز به محمد علي دادخواه وكيل مدافع اين دانشجويان ابلاغ شد، دادگاه با جعلي دانستن نشريات مقدمه آزادي انها را فراهم نموده است.
اين حكم سناريوي ساختگي براي برخورد با دانشجويان را آشكار و تاكيد مجدد بر حقانيت آنها مي باشد.
به طور مسلم ظلم و ستمي كه در اين مدت بر اين دانشجويان وارد شد از افكار دور نخواهدماند و حافظه تاريخي ملت اين دروغگويي ها را از ياد نخواهد برد.
لازم به ذکر است یونش مسینی نیز آزاد شد
به امید آزادی همه دانشجویان دربند
انجمن اسلامی دانشکده باهنرشیراز
دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان: ثبت مخالفت و هشدار در تاريخ

جمعي از دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان، ضمن انتقاد از مسئولين، به سبب عدم ايجاد فضاي گفتمان تحليلي براي بررسي اين طرح از طريق افكار سنجي و برگزاري جلسات پرسش و پاسخ، مخالفت خود را با دفن شهدا در دانشگاه جهت «ثبت مخالفت و هشدارمان در تاريخ» اعلام نموده، مسئولين را به تامل هر چه بيشتر در اين زمينه دعوت مي نمائيم و اميدواريم اجراي اين طرح، دستاويزي نو براي صاحبان «زر و زور و تزوير» و آنان كه «سقف معيشت بر ستون شريعت» بنا مي كنند، نباشد.
جلسه سخنرانی کروبی در دانشگاه شیراز به جلسه حمایت از دانشجویان زندانی تبدیل شد.

امروز 24آذر، مهدی کروبی در دانشگاه شیراز سخنرانی داشت. پس از سخنرانی وی در حالی که دانشجویان پوسترهای یونس میرحسینی و سایر دانشجویان دربند را در دست داشتند و پلاکاردهایی مبنی بر آزادی دانشجویان زندانی را بالا برده بودند، خواستار توضیح کروبی در مورد سکوت او در برابر بازداشتهای اخیر شدند. در این هنگام یکی از دانشجویان خواستار وقت برای پرسش شفاهی شد.
اسماعیل جلیلوند و ناهید افراسیابی هم به اطلاعات احضار شدند. نکته ای که دوباره در این مورد بسیار عجیب به نظر می رسد، این است که با وجود این که سربرگ احضاریه ها به نام دادگاه انقلاب است، آدرسِ ذکر شده مکان ناشناخته ای می باشد که به احتمال قوی بازداشت گاه وزرات اطلاعات است. در پی ناآرامی های اخیر در دانشگاه شیراز ۴ نفر به اطلاعات احضار شده اند و هم اکنون جو نارضایتی و عصبانیت در بین دانشجویان تشدید شده است.
لازم به ذکر است٬سحر یزدانی و حمدالله نامجو،۱۹ آذر احضاریه ای از جانب دادگاه انقلاب دریافت کردند. اما امروز، مشخص گردید که آدرسی که در احظاریه ذکر شده است، نشانی دادگاه انقلاب شیراز نیست. این دو نفر وقتی به نشانی مذکور مراجعه کردند خود را در برابر افرادی دیدند که به احتمال قوی بازجویان وزرات اطلاعات بوده اند.
احمد قصابان، یکی از دانشجویان در بند، به توصیه رئیس حفاظت اطلاعات زندان اوین از این پس حق استفاده از کتابخانه اندرزگاه ۷، محلی که در آن نگه داری می شود، را ندارد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مسئول حفاظت اطلاعات زندان اوین از مسئولین اندرزگاه ۷ خواسته، امکان استفاده از کتابخانه را از احمد قصابان سلب نمایند. مسئولین زندان هیچ گونه توضیحی در خصوص علت این تصمیم خود نداده اند.
مسئولین اندرزگاه ۷ به دنبال این مسئله، غیرقانونی بودن این درخواست را اعلام کرده و به مسئولین حفاظت اطلاعات زندان گفته اند که از نظر قوانین بند تنها معتادین به مواد مخدر حق استفاده از کتابخانه بند را ندارند، که در پاسخ مسئولین حفاظت اطلاعات بر درخواست خود پافشاری کرده اند.گفتنی است از زمان دستگیری دانشجویان دانشگاه امیرکبیر مسئولین زندان از هیچ تلاشی جهت ایجاد محدودیت برای این دانشجویان فرو گذار نکرده اند. پیش از آغاز جلسه اول دادگاه عمومی دانشجویان، مسئولین زندان با ترتیب دادن دعوای ساختگی از یکی از زندانیان جهت حمله به دانشجویان و ضرب و شتم ایشان استفاده کردند.
دو هفته پیش نیز احمد قصابان از مجید توکلی و احسان منصوری، که همگی در اندرزگاه ۸ نگه داری می شدند، جدا شد و به اندرزگاه ۷ منتقل شد. در پی این عمل و اعتراض دانشجویان، مسئولین اندرزگاه ۷ با حمله به مجید توکلی و احمد قصابان این دو دانشجو را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.ممنوعیت استفاده از کتابخانه آخرین محدودیتی است که مسئولین زندان اوین برای دانشجویان زندانی در نظر گرفته اند. احمد قصابان این مسئله را در تماسی که با خانواده خود داشت مطرح کرد.
تجمع دانشگاه شیراز- یکشنبه ۱۸ آذر
آذر امسال در حالی به نیمه میرسد که اوین مفتخر به حضور بهترینهای جنبش دانشجویی در بطن خود است .و دانشگاه رو سیاه از مواجهه با خشم دانشجویان آزادی خواهی است که یک صدا رهایی هم درسانشان را طلب میکنند.آذر به نیمه رسیده است و سه اهورای امیر کبیر همچنان در بندند.
ما ايستاده ايم
دانشجو مي ميرد ذلت نميپذيرد , دانشگاه پادگان نيست , مرگ بر ديكتاتور , دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد , يا مرگ يا آزادي , دانشگاه زنده است ...
مي ايستيم , پرخشم , باعزمي جزم , با قلبي پر از كينه به خاطرتماميتي كه تباهش كرديد , به خاطر خواهرم زهراكه بيگناه كشتيد , به خاطر برادرانم ,مجيد , احمد , احسان كه بي دليل ميزنيد و ميبريد ...
به خاطر اشكهاي مادراني كه هميشه در انتظارند به خاطر كودكان بي نام كه در خيابانها پرسه ميزنند, به خاطر اين همه كه هنوز كلمات شرمسار از بيانند مي ايستيم , همراه باهم, ما ايستاده ايم ما زنان و مردان جنيگيم , جنگ با شمايان كه زندگي را روز شمار مرگ كرديد مابراي آزادي ميجنگيم براي بودن
ما زن و مرد جنگيم بجنگ تا بجنگيم
مهتاب امين
هرگز از مرگ نهراسيدم
وقتي داشتم با دوستانم در شيراز صحبت ميكردم باورم نميشد كه در آستانه 16 آذر روز دانشجو اين شبزيان اين چنين وقيح روي سر يونس ميرحسيني را بكشند و روانه شكنجه گاههاي گروه خليل (گروهي كه از رويش هاي دولت مهر ورزي نهم است ) روانه شود !!!
فرياد همكلاسيها كه در آسمان شيراز طنين افكنده بود ” آزادي زنداني سياسي” ,” دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد”
همراه با فرياد ترانه يار دبستاني ...
در نيمه آذر ماه در هواي سرد پاييزي طنين صداي دانشجوياني كه طاقت دوري همكلاسيشان را نداشتند در فضا گرمايي بخشيده بود كه يخ ظلمت را به نابودي صلا ميداد
اين رسم دانشجو واين سنت آزادي است
كهكشان ستاره ها اينك در تهران نيست و تمام زندانهاي ايران ستاره باران است
خطاب به شما ظلمت زيان شب پرست ميگويم :
ما ايستاده ايم هركدام يك مجيد و يك احمد و يك يونس و هزاران هزار ستاره ديگر
مارا از چه ميترسانيد ما ايستاده ايم در مقابل شما در مقابل جنگ طلبي و زور گويي شما البته با دستاني خالي وقلبي پراز اميد به آزادي و عشق
ما عزممان را جزم كرده ايم تا رهايي
تا رسيدن يارانمان دمي خاموش نخواهيم ماند ...

16 آذر حركتي براي يك نسل !!!
هميشه در روزها هستند روزهايي كه تاريخ ميشوند , هستند زمزمه هايي كه فرياد ميشوند و هستند نامهايي كه تاريخ را به تحسين مينگارند !
بله 16 آذر هم يكي از اين روزهاست روزي كه دژخيم با تمام هيبت و قدرتش در مقابل انديشه دانشجويان سر فرود آورد , روزي كه سه دانشجو( شريعت رضوي ,دانشيان و قندچي) تاريخ يك ميهن را به شرف استواري قلم زدند و روزي كه تكرارش ياد آور غرور است
دوستان و ياران همكلاسي :
در حالي وارد ماه آذر ميشويم كه هنوز ياران مان در اسارت هستند و زندانهاي شهر بازهم ستارگان افتخار را در خود جاي داده اند , كلام و انديشه به زنجير جهل در بند است , شاهد اين هستيم كه حريم دانشگاه معرض تاخت و تاز غريبگاني است كه ذهنشان از انديشه تهي است,زبانشان جز سركوب كلامي ندارد . و دستهايمان در تلاش براي گسستن زنجير استبداد ,
خيابان هاي شهر منتظر هستند تا بازهم ما در روي سنگفرش آن گامهاي خود را بكوبيم وبازهم براي رسيدن به خواسته هايمان فرياد كنيم و بازهم 16 آذر , در راه است براي تكرار يك راه و يك خاطره وبرگ ديگري در تاريخ جنبش دانشجويي!
بازهم استواري يك نسل
بازهم غريو مرگ بر ديكتاتور و تن ندادن به سازش و تسليم
و بازهم آغاز فصلي نو در سطر سطر اين خاك
پس بياييد باهم ودست در دست هم براي رسيدن به خواسته هايمان در روز 16 آذر يكبار ديگر فرياد هايمان را يكي كنيم بر عليه استبداد و زنجير و برا محقق كردن آزادي
فرياد هاي ما اگر چه رسا نيست بايد يكي شود
بايد كه چون خزر بخروشيم
انجمن روي خط دانشجو
16 آذر روز دانشجو را گرامي بداريم
بايد كه برطنين هرصدا امواجي ساخته شود، بايد كه پنجه ها مشت گردد ، وبايد كه گام ها استوار به پيش روند بايد كه طپش قلبهايمان يكي شود. بايد صحنه هاي كهنه بازسازي شوند. بايد درگاه دانشگاه شاهد صحنه هاي نويني گردد.
توده اي عظيم از انسانيت آگاه كه خدمت كردن به خلق را فراتر از روزمرگي بي مصرف خويش ميداند ، بايد كه بهمن وار دوباره به حركت درآيد.
بيگمان درمقابل آنچه هست اوهام نيست ،دريدگي پرده اي است از روي چهره حاكماني كه دگرگـونه ميپنداشتيم.
حاكمان مهر ورز / حاكمان عدالت دوست/ حاكمان عاشق دختربچه هاي فقير آمريكاي لاتين! ” حاكمان بسيجي ” ، ”رؤساي بسيجي” ” كتكهاي بسيجي ” .......
به رذالت حتي فرمها را به بازي گرفته اند و سرنوشت ما راهم.
امانه ، ما كساني نيستيم كه بازي گرفته شويم، نام پرافتخار دانشجو كه از آغاز با خون رقم خورده بازي گرفتني نيست .آنها نيز خود ميدانند.
پس ما برمي خيزيم چراغي دردست چراغي در دل ... ما نور ميشويم در امتداد تمامي16 آذرها . اين افتخار ماست .
مـــــــا دانشـــــــجو هستيم.
اعتراضات دانشجويان دانشگاه علوم و فنون بابل براي حق تحصيل رايگان و استاندارد براي همه !
روز شنبه 3/8/86 دانشگاه علوم و فنون بابل صحنه ي اعتراضات دانشجويان اين دانشگاه به وضعيت نابسامان سلف هاي غذا و همچنين خود غذا ها بوده که از کيفيت نا مطلوبي بر خوردار است! دانشجويان با شکستن شيشه هاي دلستر و ريختن غذايشان بر روي زمين اعتراض خود را ابراز کرده غذا ها را فاقد خوردن و تنها مستحق دور ريختن دانستند! با بالا گرفتن موج اعتراضات رييس دانشگاه در جمع دانشجويان حاضر شد و از آن ها خواست با آرامش محيط را ترک کرده پراکنده شوند اما دانشجويان همچنان خواستار جواب گويي مسئولين بودند و به اعتراضات خود ادامه داند تا اينکه رييس دانشگاه قول همکاري داد .اين تجمع بعد از حدود نيم ساعت پراکنده شد .اما اين مساله بارها در دانشگاه هاي مختلف روي داده و مسئولان هم بارها قول همکاري داده اند اما هيچگاه به قول هاي خود عمل نکرده اند. وضعيت خوابگاه ها و سلف سرويس دانشگاه ها اکثرآ در سطح بسيار پاييني قرار دارد! و اين در حالي است که دانشجويان دانشگاه هاي غير انتفاعي براي ادامه تحصيل متحمل هزينه هاي بسيار سنگيني مي شوند و اکثر اين دانشگاه ها از همان امکانات غير استاندارد خوابگاهي نيز محرومند! يكي از دانشجويان اين دانشگاه گفت : در واقع دولت و وزارت علوم با سوء استفاده از علاقه جوانان جامعه براي تحصيل و پيشرفت براي خود دکان باز کرده اند و به چپاول دانشجويان و خانواده ي ايشان مشغولند! حتي قسمتي از دانشجويان دانشگاه سراسري نيز با اسم دانشجوي شبانه مجبورند با اينکه در دانشگاه دولتي درس مي خوانند هزينه پرداخت کنند! وي گفت : حکومت بايد تا آن جا که در توان دارد در ايجاد زمينه مناسب براي تحصيلات رايگان و استاندارد تلاش کند نه اينکه با سياست هاي اينچنيني به چپاول جامعه بپردازد! و اضافه كرد كه : ما از همين جا اعلام مي کنيم تحصيل رايگان و در دسترس همگان حق مسلم ماست!
يك هفته اعتراض و تحصن در دانشگاه بيرجند
دانشجويان رشته I T دانشگاه بيرجند از روز يكشنبه 26/8/86 الي شنبه 3/9/86 در اعتراض به سوء مديريت دانشگاه و نبود امكانات اين رشته , در حياط دانشكده مهندسي اين دانشگاه تحصن نموده و كلاسها را تعطيل كردند . در بيانيه اي كه اين دانشجويان منتشركردند علت اين تجمع را بي توجهي مسئولين به وعده هاي داده شده , عدم پاسخگويي مناسب و منطقي به اعتراضات دانشجوياني كه خواستار حد اقل حقوق خود هستند اعلام كرده و بيان كردند كه قدر ناشناسي مسئولين دانشگاه مجالي براي تحمل اين وضع نگذاشته , بصورتي كه دانشجويان را چنان ناباورانه در شوك ناشي از پاسخ رنج آور و تاسف بار پيشنهاد” انصراف از رشته در صورت عدم رضايت از نبود امكانات ” از سوي رياست دانشگاه ياراي پاسخ ديگري نيست , جز اينكه براي بيان حقوق خود از زبان ديگري استفاده كنيم. ما دانشجويان I T صراحتا اعلام ميكنيم كه در گام اول خواسته هاي زير را داريم : • برگذاري جلسه پرسش و پاسخ با حضور رياست دانشگاه و و رئيس دانشكده و مسئولين زي ربط • I T جذب اساتيد با مدرك دكتراي جهت حضور در هيئت علمي گروه براي پوشش واحد هاي درسي مديريتي و مهندسي دانشجويان . • فراهم نمودن تجهيزات آزمايشگاهي و سخت افزاري • رفع محدوديت دسترسي به اينترنت و بالا بردن سرعت دسترسي , سازماندهي و I T سايت دانشجويان . • ايجاد بانك نرم افزاري , تجهيز كتابخانه از نظر منابع درسي و تخصصي • تخصيص بودجه و همكاري دانشگاه جهت شركت در همايشها و بازديدهاي علمي و در گام بعد با تحصن و .... خواسته هاي خود را دنبال خواهيم كرد
نقش
در شبي تاريك
كه صدايي با صدايي در نمي آميخت
و كسي كس را نمي ديد از ره نزديك ،
يك نفر از صخره هاي كوه بالا رفت
و به ناخن هاي خون آلود
روي سنگي كند نقشي را و از آن پس نديدش هيچكس ديگر.
شسته باران رنگ خوني را كه از زخم تنش جوشيد و روي صخره ها خشكيد.
از ميان برده است طوفان نقش هايي را
كه بجا ماند از كف پايش.
گر نشان از هر كه پرسي باز
بر نخواهد آمد آوايش.
آن شب
هيچكس از ره نمي آمد
تا خبر آرد از آن رنگي كه در كار شكفتن بود.
كوه: سنگين ، سرگران ،خونسرد.
باد مي آمد ، ولي خاموش.
ابر پر مي زد، ولي آرام.
ليك آن لحظه كه ناخن هاي دست آشناي راز
رفت تا بر تخته سنگي كار كندن را كند آغاز ،
رعد غريد ،
كوه را لرزاند.
برق روشن كرد سنگي را كه حك شد روي آن در لحظه اي كوتاه
پيكر نقشي كه بايد جاودان مي ماند.
امشب
باد و باران هر دو مي كوبند :
باد خواهد بركند از جاي سنگي را
و باران هم
خواهد از آن سنگ نقشي را فرو شويد.
هر دو مي كوشند.
مي خروشند.
ليك سنگ بي محابا در ستيغ كوه
مانده برجا استوار ، انگار با زنجير پولادين.
سال ها آن را نفرسوده است.
كوشش هر چيز بيهوده است.
كوه اگر بر خويشتن پيچد،
سنگ بر جا همچنان خونسرد مي ماند
و نمي فرسايد آن نقشي كه رويش كند در يك فرصت باريك
يك نفر كز صخره هاي كوه بالا رفت
در شبي تاريك.