18 تير گرامي باد
|
+|
نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 11:57  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
پيام نوين
امسال با “نوآوري” دولت مهرورز نهم، در آغاز سال جديد، ما نيز نوآوري كرديم، حرفي زديم كه پاش ايستاديم و روزگارمان را نو كرديم. نوآوري ما به اين صورت بود كه هر روز را به يك 18تير آتشين تبديل كرديم و هنوز راه باقي است.
در همه جا و در هر كريدور، توي هر دانشكده و در زير هر سردر دانشگاه ، در همه تجمعات و تحصنات و خيزشهامون، يكصدا خروشيديم ... بجنگ تا بجنگيم.... و اين حرف جديد ما بود.
اين تمام حرف ما با اين حكومت و اين همه نوآوري ماست...
همون حرفي كه دوست نداشتند بشنوند ولي نجوا و زمزمه و بعد فريادش كرديم و حالا ديگر پيام آشناي ماست به هركس كه در جان و دلش، قطره اي خون آزاديخواهي است.
ما تصميم گرفتيم كه با نگاه كردن به دست آموزگارانمان، به پيشينيان و به تاريخمان، بياموزيم كه بايد مشت را با مشت و جنگ را با جنگ جواب داد.
آخه از نشستن و عزلت چه نصيب مان شد؟
در شرايطي كه اين حاكميت شمشير را براي ما از رو بسته، و در روزگاري كه عرصه را بر دانشجويان و جوانان هر روز تنگ تر و تنگ تر ميكند، جز گرفتن اين تصميم و اين شعار چه بايد ميكرديم كه شايسته جوان ايراني باشد؟ بله ما به كرده خود و به شعار خود و به تصميم خود افتخار ميكنيم و تازه اين از نتايج سحر است...
در پلي تكنيك دوستانمان را به بند كشيديد، زير وحشيانه ترين شكنجه ها قرار داديد ـ بدون حتي اثبات جرمشان و بخصوص با توجه به تبرئه حكمشان توسط دادگاه ـ كوتاه نيامديم و پشت درب زندان اوين سفره هفت سين پهن كرديم و عيد را با كلمه مقدس جنگ جشن گرفتيم؟ ، در كردستان ابراهيم عزيزمان را به شهادت رسانديد، معصوم و بيگناه ، ديديد جانزديم؟
در كرمان1500 و در همدان 500نفرمان را بدليل كيفيت پائين غذا مسموم كرديد، تحصن كرديم و كوتاه نيامديم...
شيراز را يادتان هست؟ نشرياتمان را تعطيل كرديد، مجوز فعاليت شوراي صنفي مان را گرفتيد، تفكيك جنسيتي راه انداختيد، در برابرتان ايستاديم و تحصن كرديم و شعار داديم ما زن و مرد جنگيم ـ بجنگ تا بجنگيم...
اصفهان! شوراهاي صنفي و انجمن اسلامي مان را تعطيل كرديد، كوتاه نيامديم و اعتصاب غذا كرديم...
در مازندران هم جنگيديم طوري كه از ترس مان ، دوربين مخفي كار گذاشتيد، ديديد كه جا نزديم و تحصن كرديم؟
و بعد لرستان وقتي كه با سهل انگاري تان آن دختر دانشجو با تمام آمال و آرزوهايش را بر اثر برق گرفتگي به كشتن داديد، اعتراض كرديم و جانزديم...
در تربيت معلم نيز شعارمان را شنيديد؟ وقتي بدليل مشكلات صنفي تحصن كرديم و شعار داديم ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم...
وقتي ديديد ياراي ايستادن در برابر تندباد ما را نداريد، وقاحت بيشتر به خرج داديد و فكر كرديد ميتوانيد صحن مقدس دانشگاه را به حوزه هاي ولايتي خود تبديل كنيد... بله زنجان و سهند را مي گوئيم..
در سهند، حراست دانشگاه قصد تعدي به سه دختر دانشجو را داشتند، ولي امانتان نداديم و تحصن كرديم و ايستاديم و باز شعار داديم ما زن و مرد جنگيم بجنگ تا بجنگيم ... و نگذاشتيم كه به نواميس ما دست درازي كنيد....
راستي آمران به معروف و ناهيان از منكر كجايند؟؟ براي پيدا كردن مفسدان در بين دانشجويان نگرديد، بلكه به خودتان و سران خودتان نگاه كنيد!...
وقاحت و فضاحت پشت سر هم...
در زنجان هم وقتي معاون فرهنگي دانشگاه با بهانه هاي واهي و وارونه، قصد سوءاستفاده از يك دختر دانشجو را داشت ، ديديد چه درس خوبي بهتون داديم؟...
پس جا به جا همه جا ايستاديم... همه جا با شما جنگيديم و كوتاه نيامديم.. اينست حرف جديد ما، گذشت دوران سكوت و سرخمكردن و فروخوردن بغضها و حالاوقتشه كه بغضها فرياد بشه…
ديگر من اصفهان، او تهران و آن يكي شيراز نيستيم، يك نسليم جان گرفته در ايران و قسم خورده به عزت و سربلندي پرچم سه رنگمان.
و حالا همرزم من، همكلاسي، چه جاي نشستن كه وقت باز هم بيشتر تاختن است. چي مانده است كه از دست نداده باشيم تا بخواهيم با نشستن حفظش كنيم؟ تاريخ بايد بنويسد كه شعله 18تير زير خاكستر زنده ماند و دوباره شعله كشيد، بايد اسم من و تو در كتبيه تاريخ ثبت شود كه براي تحقق روياي كودكان فردا از خود گذشتيم.
ما ولي از من گذشتيم ـ جان شديم از تن گذشتيم
از دل ديوار و دشنه ـ از صف دشمن گذشتيم...
آري، جواب قهر و خشونت اين آدمكشان، همانا خشم و قهر انقلابي ماست. دربرابر دشمني تا دندان مسلح كه بناي كارش از آغاز تا پايان بر قهر و خشونت عريان بوده و ميباشد و خواهد بود، بياعتنا به ياوههاي رذيلانهٌ آنها، بايد كه برخيزيم، بايد كه برشوريم و بايد كه بجنگيم... بگذار نام آرش و سياوش و رودابه در ما زنده شود.
پس براي 18تير آماده پيكار ميشويم، اين روز روز ماست... چه بسا كه بايد گل نوآوريهايمان را در اين روز بچينيم...
اينان هراسشان زيگانگي ماست...
بايد يكي شويم....
خيزشهاي پي در پي دانشجويي، اثبات كننده اراده قاطع ما براي نابودي اين حاكميت است.
بسيج سركوبگرانه و خونريزيهاي مستمر، خطونشان كشيدنهاي خامنهاي و احمدي نژاد، بگير و ببندها، تعليق دادنها، اخراج و بازداشت كردنها، محدود كردنها و فشار آوردنهاي پي در پي، ديگر اثر ندارد و قادر به مقابله با اين عزم ملي و ميهني و انقلابي ما نيست. تظاهرات و حركتهاي اعتراضي، بازهم در هرفرصتي و با استفاده از هرموقعيتي ادامه مييابد. جهان نظارهگر دوران پاياني و مرحلهٌ نابودي حكومت آخوندي است. اين ديكتاتوري پوسيده و نامشروع از نابودي گريزي ندارد.
بيچاره شبپرستان كه گمان ميكنند ميتوانند اين ملت را تابهابد در چنگال خود اسير نگهدارند .
انجمن دانشجويان دمكراتيك سراسري
|
+|
نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 10:1  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
نصب دوربین های مدار بسته در دانشگاه آزاد شهر ری
مدار بسته در دانشگاه آزاد شهر ری
طی هفته های اخیر و با تغییر مدیریت دانشگاه آزاد شهر ری، تغییرات گسترده ای در این دانشگاه به وجود آمده است. حضور گسترده نیروهای لباس شخصی و بسیج همراه با اسلحه و نصب دوربین های مدار بسته از تغییرات اخیر در این دانشگاه بوده است.
به گفته دانشحویان شهر ری، از چندی پیش قاضی سعیدی به ریاست این دانشگاه منصوب شده است که با آمدن وی، جو اختناق در این دانشگاه افزایش یافته است.
قاضی سعیدی با تغییراتی ساختاری اقدام به فعال نمودن دوربین های مدار بسته و افزایش آنها در محیط دانشگاه از قبیل سلفها و کافی شاپ و محوطه دانشگاه نموده است. همچین طی روزهای اخیر دانشجویان شاهد تردد خودروهای گشتی نیروهای انتظامی در داخل دانشگاه بوده اند.
سعیدی در جمع تعدادی از اساتید دانشگاه در زمینه تغییرات اخیر در دانشگاه آزاد شهر ری گفته است: “دانشجویان باید از حراست بترسند و این امر برای کنترل جو دانشگاه مفید است.”
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 18:29  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
نامه فرزاد کمانگر، معلم زندانی، از بند ۲۰۹ اوین
بندی بند ۲۰۹
نامه ای از فرزاد کمانگر
“نخست برای گرفتن کمونیستها آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا کمونیست نبودم
بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند
من هیچ نگفتم
زیرا من عضو سندیکا نبودم
سپس برای گرفتن کاتولیکها آمدند
من باز هیچ نگفتم
زیرا من پروتستان بودم
و سرانجام برای گرفتن من آمدند
دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود “¹
هنگامی که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوین را خواندم آنچه را از این زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و یا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه “خون ارغوانها”²در ذهنم تجلی دوباره یافت . خیلی دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهای ۲۰۹ و انفرادی های آن بویی غریب و ناآشنا را حس میکردم با خودم گفتم شاید این بوی زندان ، بوی خفقان و بیداد باشد .
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 23:18  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
بازداشت یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد
در پی بازداشت توحید دولت شناس و فرزاد حسن زاده دو فعال دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد، محمد زراعتی یکی دیگر از فعالان دانشجویی شهر مشهد دستگیر شد. وی که به قصد شرکت در تجمع امروز دانشگاه فردوسی، جهت آزادی فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس، از منزل خارج شد در مسیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
زراعتی حدود نیم ساعت پیش از برگزاری تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد وی با یکی از دوستان خود تماس گرفته و اظهار داشته که افرادی ناشناس وی را تعقیب میکنند. روز شنبه نیز بازجوی وی در اداره اطلاعات مشهد که در جریان دستگیری سال گذشته از وی بازجویی نموده بود با وی تماس گرفته و او را به بازداشت تهدید کرده و از وی خواسته بود اقدامی برای آزادی دوستانش نکند. همچنین گفتنی است طی روزهای گذشته خانواده ها و سایر فعالین دانشگاه های مشهد توسط نیروهای امنیتی به صورت تلفنی مکررا تهدید شده اند.
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 0:30  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
حکم یونس میرحسینی در اقدامی بی سابقه به سه سال حبس افزایش یافت
حکم یونس میرحسینی دانشجوی سال سوم رشته حقوق دانشگاه شیراز که ظرف چند روز گذشته یک سال حبس تعلیقی اعلام شده بود، به طور ناگهانی و در اقدامی بی سابقه به سه سال افزایش یافت. این حکم قبلا به صورت تلفنی به وکیل وی ابلاغ شده بود. مشخص نیست در دو روز گذشته چه اتفاقی افتاده است که موجب شده است حکم مذکور بدین شکل تغییر کند. اقدام ذکر شده از سوی دادگاه انقلاب کاملا بی سابقه و غیرقانونی می باشد. گفتنی است اتهام میرحسینی “تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروههای مخالف نظام” و “تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام” عنوان شده بود.
یونس میرحسینی از دانشجویان بازداشتی در جریانات آذر ماه 86 می باشد که در مدت 14 روز بازداشت وی، دو تحصن بزرگ در اعتراض به دستگیری او در دانشگاه شیراز برگزار شده بود.
اقدام اخیر دستگاه قضایی که حکم صادره ی سنگین و غیرقانونی اش را ظرف مدت دو روز سنگین تر می کند، به همراه ماجرای بازداشت دختر قربانی حادثه زنجان، شروع موج جدید سرکوب جنبش دانشجویی توسط قوه قضاییه قلمداد می شود. دستگاه قضایی هر گاه احساس کرده است فعالیت های جنبش دانشجویی می تواند کارا و تاثیرگذار باشد، رویه سرکوب را پیش گرفته است.
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 9:59  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
بازداشت دو دانشجو دانشگاه فردوسی در تجمع مردم مشهد
در پی برگزاری تجمعی در شهر مشهد دو تن از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بازداشت شدند.
در تجمع مردم مشهد که در روز جمعه و به دعوت برخی رسانه های خارجی برگزار شد، دو دانشجوی طیف چپ به نام های توحید دولتشناس و فرزاد حسن زاده بازداشت شدند. با وجود اینکه این دو دانشجو در تجمع فوق شرکت نداشته و بر روی یکی از صندلی های پارک ملت شهر مشهد نشسته بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
روز گذشته تعدادی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به ادامه بازداشت این دو دانشجو اعتراض کردند که در نتیجه حراست دانشگاه پس از مذاکره با دانشجویان قول داد که مساله بازداشت این دو دانشجو را پیگیری کند.
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 9:51  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
به عزت ابراهیم نژاد شهید کوی دانشگاه:
گلوله مست که می شد کمی عرق میکرد
ومی دوید به سوی کلاه کاهی مرد
کسی که از لب خودکار رد خون پا شید:
"همه هراس من از مرگ ..." ناگهان شک کرد
کلاه و شال مترسک شبیه بودا نیست
قسم به فاحشه های عفاف واین شب سرد
تمام صورت دیوار عنکبوتی شد
نمی شود که برقصی خلاف ساعتگرد
وباد زوزه کشیدو نوشت: یا من یا...
ـ عجالتن خفه خون ـ بخشنامه سگ زرد:
"برادرا به خدا شعر چیز خوبی نیست"
وگفت ادم عاقل به چادرت برگرد
ستون پنجم این جدول از کجا پر شد
به شکل ارتشی از بیست وچند میلیون درد
وکل یوم... که یاسین به گوشمان خندید
وکل ارض...خراب از تکانه های نبرد
پلاک و چفیه یدک شد به استخوان غریب
قمار باز گمانم جنازه کم اورد
............
گلوله چیز عجیبی ست ـ مست لا یعقل ـ
و ممکن است بچسبد به سینه یک مرد
|
+|
نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 9:43  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
تجمع دانشجویان خوابگاه دستغیب دانشگاه علوم پزشکی شیراز
دانشجویان خوابگاه دستغیب دانشگاه علوم پزشکی شیراز به علت مشکلات صنفی دست به تجمع زدند. این دانشجویان پس از این که در سلف سرویس خوابگاه با ظرفهای کثیف مواجهه شدند، جلوی خوابگاه دستغیب اقدام به تجمع کردند.
دانشجویان در حالی که شعار میدادند « مدیر بی لیاقت، استعفا، استعفا» مسیرهای رفت و آمد را مسدود کردند و از حرکت اتوبوس ها در مسیر پردیس ارم به خوابگاه های مفتح و دستغیب ممانعت کردند.
مسئول اداره ی خوابگاه های علوم پزشکی پس از ساعاتی در جمع دانشجویان حاضر شد که دانشجویان حاضر به صحبت کردن با وی نشدند و گفتند تنها با دکتر بلندپرواز، معاون دانشجویی حاضر به گفتگو هستند. بلندپرواز پس از حضور در جمع دانشجویان اعلام کرد که بی کفایتی خود را می پذیرد و فردا صبح استعفای خود را به ریاست دانشگاه تقدیم خواهد کرد، اما دانشجویان این حرف او را نپذیرفتند و خواستار پاسخگویی در مورد اهمال کاری های اخیر شدند. آن ها خواستار این بودند که اینترنت خوابگاه دستغیب مجددا وصل شود، کیفیت غذا اصلاح شود و پیمانکاری که با اداره تغذیه قرارداد بسته است نیز اخراج شود. بلندپرواز در جواب دانشجویان گفت که جزء کمیته ی تغذیه نیست و اعضای این کمیته باید پاسخگو باشند. در مورد اینترنت نیز وی مشکلات فنی را بهانه ساخت که دانشجویان در این مورد به شدت به او اعتراض کردند و گفتند که ایمانیه ریاست دانشگاه به دانشجویان گفته است وجود اینترنت در خوابگاه ها باعث بروز مشکلات اخلاقی می شود.
مامورین حراست دانشگاه نیز با بی سیم در بین دانشجویان دیده می شدند که توسط دانشجویان به شدت هو شدند. این تحصن به مدت سه ساعت ادامه یافت و با قول های مساعد مسئولین و تا استعفای معاونت دانشجویی موقتا پایان یافت.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت 12:58  توسط انجمن روي خط دانشجو
|
نامه سرگشاده فعالین دانشجویی شیراز به احمدی نژاد
شاید بهتر باشد به جای آنکه در خیابان ها به جان ملتی بیافتید که با تورم 30 در صدی ، که بانی و باعث آن هم خودتان هستید، نمی توانند شب را از روز تشخیص دهند ، طرح امنیت اجتماعی تان را در مجلس نیروی انتظامی و وزارتخانه ها یتان پیاده کنید. امروز آنهایی که بر مسند قدرت تکیه زده اند و به این بهانه می گیرند و می برند و قلع و قمع می کنند خود چنان ولگردند که افسار هم چاره شان را نمی کند.
|
+|
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 9:55  توسط انجمن روي خط دانشجو
|